برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست
آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست
این قافله از قافله سالار خراب است
اینجا خبر از پیشرو و باز پسی نیست
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم، به تو بر میخورم اما
آنسان شدهام گم که به من دسترسی نیست
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست
امروز که محتاج توام، جای تو خالی است
فردا که میآیی به سراغم نفسی نیست
در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است
وقتی همهی بودن ما جز هوسی نیست
سلام خدمت شما دوست گرامی برای دیدن وبلاگ ما از شما دعوت میکنم به ما نظری بیندازید
من بی صبرانه مشتاق دیدن روی گل
شما هستم. (گوگولی) با تشکر
مدیروبلاگ: TAGHDIR MUSIC
سلام
البته
مرسی آقا بهزاد
شما مگه منو میبینی؟!!!!!!!!!
قشنگ بود
میسی